تبليغاتX
عشق چی میتونه باشه؟


عشق چی میتونه باشه؟

عشق چیزیه که برمیگرده

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

یکی از مواردیکه همیشه گریبانگیر دخترها و پسرها بوده است عدم درک تفاوتهای احساسی بین آنها می باشد.دخترها می خواهند بدانند که چرا مردها اینقدر سردند!واحساس توی مخشان نمیرود!…پسرها هم میخواهند بدانند که چرا دختر ها منطقی تر نمیشوند و همش با احساسات زندگی میکنند!…این مورد یک مبحث فوق العاده پیچیده روانشناسی میباشد.من برای قابل درک شدن آن مجبور شدم مسائل را ساده کنم امیدوارم که توانسته باشم با اینکار مفهوم علمی آن را برسانم….

اصل روانشناسی:
زن و مرد از نظر بار احساسی دارای گرایشات و تفاوتهای مختلفی هستند.منحنی سینوسی احساسات در زنها و مردها تغییرات زیادی دارد و امکان مقایسه این دو با هم نیست!

مورد تفاوت در ظرفهای احساسی آقایان و خانمهاست.این دو جنس از نظر بار های احساسی دارای تفاوتهای زیادی هستند.خیلی از مواردیکه زنها آن را بعنوان یک افت تلقی میکنند در واقع تبدیل ظرفیتی میباشد.اگر بخواهم بصورت ساده این مورد را برایتان توضیح بدهم باید بگویم که زنها دارای یک ظرف بسیار بزرگ احساسی میباشند که البته سوراخ است!خودتون رو هلاک هم که بکنین هرچی توش بریزین پر نمیشه!برای زنها شوهر و عشق براحتی 70% مسائل زندگی رو تشکیل میده بنابراین عمراً نباید از زنها انتظار داشت که آرامش داشته باشند.آنها یک بند نگران زندگیشان هستند چون شما خبر مرگتون مهمترین چیز یک زن هستید.این ظرف بزرگ سوراخ،در زندگی هر مردی هم اگر وجود داشت آن مرد را روی مسائل عاطفی حساس و زود رنج می کرد.شما اگر از دختری قدرت زنانگی وی را بگیرید دیگر از وی چیزی باقی نمی ماند!بخاطر وجود این ظرف بزرگ در زنها ،حل کردن 70% نیازشان تنها توسط یک عامل است:..توجه….در غیر اینصورت ظرف آنها اصلاً پر نمیشود.
اما در مورد آقایان مسئله فرق میکند.اگر از پسری قدرت مردانگی وی را بگیرید آنها اینقدر پوست کلفت هستند که در کمال پررویی ادامه حیات بدهند!!دلیلش اینست که آنها دارای
ظرفهای کوچک ولی متعددی هستند!این ظرفها برعکس خانمها بسرعت پر میشوند و بسرعت خالی میگردند!آقایان بطور 24 ساعته درگیر پر کردن این ظرفها هستند.ظرف عشق وقتی در آقایان پر میشود مرد شروع به پر کردن ظرف مثلاً کار میکند.وی دیگر بالا سر ظرف قبلی نمینشیند چون ظرفهای دیگری هم دارد.نکته اینجاست که زنها چون دارای ظرفهای بزرگی هستند، همینطوری عنر عنر بالای ظرفشون مینشینند.چون این ظرف مهمترین ظرف آنان است و باید اول و همواره این ظرف پر بشود...مکافات از اینجا ناشی میشود چون آنها همین انتظار را از مرد ها دارند!..اشتباه این است که آنها مردها را نیز مثل خود تصور میکنند.در مردها یک ظرف مهم وجود ندارد بلکه همه ظرفها باید پر شوند.مردها نمی توانند ظرفی را به ظرف دیگر ترجیح دهند..خانمها،توروخدا بگیرین چی میگم..امکانش نیست!!چون پر نشدن هر ظرف مساوی است با ناراحتی شدید عصبی!!!
در بیولوژیک هر مرد همه ظرفها دارای ارزش مساوی هستند.نکته فوق العاده مهم برای زنها این است که بدانند زمانیکه بار احساسی مرد به اصطلاح خودتان!کم میشود یعنی در واقع شما به بهترین نحو توانسته اید به وظیفه زنانگی خود عمل کنید!!چون توانسته اید ظرف یک مرد را پر کنید.در این زمان به اصطلاح مرد باکش پر شده و در نتیجه میرود سراغ سایر ظرفهای خالی…ولی متاسفانه شما فکر میکنین که اون دیگه دوستتون نداره!!!!!…چون مثلاً مثل قبل دورتون نمی چرخه!!یا ازتون خبر نمیگیره!! این یک طرز فکر غلط و مسموم است که تو کلتون رفته چون مرد کاملاً از شما بخاطر اینکارتون ممنون است…چون شما براش کاری کردین که بسادگی انجام نمیگرفته.اینجاست که شما این فاصله بین پر و خالی شدن ظرف رو بجای اینکه بخودتون برسین و مال خودتون باشین ، بی علاقگی تلفی میکنین و 2500 تا فکر چرت و پرت میاد تو مغزتون آخرش هم بهش میگین: تو من رو کمتر دوست داری!!!..یا خیلی احمقانه میگین رابطه جنسی باعث شد ازم دور بشه!!!در حالیکه اصلاً فکر نمیکنین شما قادر بودین ظرفهای وی رو کاملاً پر کنین…اینجا مرد هم کف میکنه که د بیا!!!جریان چیه؟؟.مگه من چیکار کردم؟من که خیلی دوستش دارم!!!

یک اخطار کاملاً جدی:
خانمها به هیچ وجه در نحوه پر و خالی شدن ظرفهای آقایون دستکاری یا فضولی نکنید…مثلاً خیلی احمقانه فکر نکنین که ظرف احساسات مرد رو کامل پر نکنین تا همیشه ریشش دست شما باشه!!..بدونین با انجام این کار بچه گانه مرد فکر میکنه که شما توانایی اینکار رو ندارید و در نتیجه :شما بسرعت مردتون رو از دست میدین!!..

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

اصلا این پسرا به چه دردی میخورن ها؟
اگه براشون خودتونو بياراييد ميگن که عاشق مونه - اگر نياراييد ميگن خود بين و گستاخه!

اگه براشون لباس شيک بپوشيد ميگن مي خواد دل ببره و اغوامون کنه - اگه شيک نپوشيد ميگن شلخته و بدسليقه ست!

اگه باهاشون بحث کنيد ميگن کله شقه - اگه ساکت بمونيد ميگن تهي مغزه و حرفي واسه گفتن نداره!

اگه ازشون باهوش تر باشيد انکار مي کنند - اگه اونا با هوش تر ازشما باشند دم به دم به رختون مي کشند!

اگه دوستشون نداشته باشيد هي ميان سراغتون و التماس و عز و چز مي کنند - اگه دوستشون داشته باشيد، طاقچه بالا ميگذارند و دلتونو ميشکونند!

اگه بهشون بوسه ندين ميگن دوستش نداريد - اگه بديد ميگن دختره سهل الوصوله!

اگه مشکلتونو بهشون بگيد ميگن بيخودي داري يه چيز کوچيکو بزرگ مي کني - اگه نگيد ميگن بهشون اعتماد کافي نداريد!

اگه سرزنششون کنيد ميگن داريد مادر بزرگ بازي در مياريد - اگه اونا سرزنشتون کنن ميگن به خاطر اينه که نسبت به شما احساس مسئوليت ميکنند!

اگه زير قول و قرارتون بزنيد ميگن به اين دليله که بهشون وفادار نيستيد - اگه اونا زير قول و قرارشون بزنند ميگن : منو ببخش عزيزم، مجبور بودم!

اگه سيگار بکشيد ميگن دختر جلف و سبک سري هستيد - اگه اونا سيگار بکشن به اين دليله که جنتلمن هستند يا اعصابشون خورده!

اگه در امتحان موفق بشيد ميگن شانس آوردي - اگه اونا موفق بشند ميگن به خاطر هوش سرشارشونه!

اگه اذيتشون کنيد ميگن به اين دليله که ظالميد - اگه اونا اذيتتون بکنند ميگن به اين دليله که حق تونه!

حالا با اين حساب دختراي دسته گل چطوري مي تونند با شما شازده پسراي گنده دماغِ حرفِ مفت زنِ شِر و وِرگو کنار بيان ؟ با شما آقازاده هاي غير واقع بين ، خود بزرگ بين ، خود ستا ، غير منطقي و غير قابل اعتماد ، و بالاتر از همه لافزَن و غير قابل تحمل ،
هان ؟ چطوري

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

بسیاری از افراد روابط دوست پسر و دختر را با روابط زناشویی اشتباه می گیرند و خیلی وقتها شوهر خود را با دوران دوستی ( اگر متأسفانه ازدواج شان با دوستی شروع شده باشد و یا اینکه تجربه رابطه با جنس مخالف قبل از ازدواج داشته باشند) مقایسه می کنند و متعجبانه و شگفت زده به شوهر خود نگاه می کنند گویی که اصلا با دوران دوستی 180 درجه متفاوت است در بعضی از مواقع این مقایسه ها باعث تعارض ها و ناسازگاری های بسیار شدید خانوادگی هم می شود
بنابراین تفاوت هایی بین دوست پسر و دختر و زن و شوهر وجود دارد که عبارتند از :
1- در روابط دوست پسر و دختر احساسات و عواطف در سطح بالاتری قرار دارد در حالی که در روابط زناشویی عقل و منطق فعال است.
2- رفتارهای ظاهری ، مشخصات و ویژگی های ظاهری در روابط دوست دختر و پسر بسیار پررنگ است در حالی در روابط زناشویی بیشتر اخلاق و رفتارهای دو طرف مورد توجه و دقت طرفین است.
3- نیازهای فیزیولوژیک و جنسی سطحی در روابط دختر و پسر بسیار بالاتر و سطحی تر از موقعیت مشابه در روابط زناشویی است.
4- پنهان شدن شخصیت اصلی دختر و پسر در دوران دوستی بسیار بیشتر از موقعیت مذکور در روابط زناشویی است.
5- خودکنترلی ، خویشتن داری ، تحمل پسر در روابط دوست پسر و دختری بسیار بالاتر است در حالی این خویشتن داری باعث درون ریزی احساسات منفی و به وجود آمدن خاطرات منفی و انتقام جویی در زمان های بعد از ازدواج می شود در واقع می توان گفتن خودکنترلی و خویشتنداری در دوران دوستی منطقی نیست و از روی شناخت نیست.
6- کنار آمدن ، توجیه و نادیده گرفتن تفاوت های فرهنگی، شخصیتی و خانوادگی در ایام دوستی بسیار بیشتر است تا زمان زندگی زناشویی مثلا پسری که به دلیل علاقه شدید به دختر از اختلاف نظر در سبک پوشش چشم پوشی می کند در زمان بعد از ازدواج سبک پوشش همسرش بسیار برایش اهمیت دارد.
7- در ایام دوستی پسر سوء ظن و افکار منفی کمتری نسبت به طرف مقابل دارد در حالی بعد از ازدواج دچار افکار اضطرابی و نگران کننده نسبت به شریک زندگی اش می شود

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

اول عاشق می شوند بعد فارغ.

اول مدام می گویند، "دوستت دارم" بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده.

اما واقعیت کدام است؟ آیا حقیقت را می گویند؟ یا شاید حقیقت را می گویند اما تا اندازه ای که از آن خبر دارند.

من فکر می کنم که بیشتر  آدمها معنای عشق را نمی دانند. آنها از منابع اشتباهی عشق را یاد گرفته اند.

اول اجازه بدهید ببینیم عشق چیست. لغت نامه عشق را اینطور تعریف می کند، "حسی عمیق و لطیف به فردی دیگر"، "تعلق قلب به کسی"، یا "شور و میل جنسی". اگر عشق این است، پس هیچ تعجبی ندارد که اینقدر نوسان دارد. برای تداوم عشق باید آنرا بر یک ارزش یا اعتقاد شخصیت ساز بنا کرد. چیزهایی مثل مهر، شور و امیال جنسی کاملاً احساسی هستند و به همان اندازه گرسنگی، غیر قابل پیش بینی می باشند.

البته اشتباه نکنید هر چیز احساسی، جنسی نیست. احساسی از کلمه حس یا همان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و بساوایی) می آید. ازاینرو، همانطور که می بینید عشقی که به جوانان ما آموزش داده می شود عشقی احساسی یا حسی است که با عوامل خارجی تحریک می شود. و وقتی آن تحریک فروکش کند یا ناپدید شود، آن عشق متوقف می شود. این همان فارغ شدن از عشق است.

اگر عشق بین یک زوج احساسی باشد جای تعجب نیست که بگویند از عشق فارغ شده اند. منظور آنها این است که این تحریک متوقف شده و به همین دلیل دیگر احساس عاشقی نمی کنند.

اگر این آن عشقی که می خواهیم یا نیاز داریم نیست، پس چیست؟

جستجوی ما برای عشق واقعی ما را به گذشته و به زبان عبری باستان می برد. زبان عبری فقط توسط یهودیان استفاده می شد. آنها باور دارند که عبری زبان خداوند جهود است. و از زمانیکه جهود قبل از هر چیز دیگری وجود داشت، می بایست معنای واقعی عشق را می دانست.

در زبان عبری عشق به معنای دادن است. و زمانیکه خداوند می خواست به جهان عشق خود را نشان دهد، به آن نگفت که "دوستت دارم"؛ او فقط بخشید.

دوست داشتن یعنی بخشیدن. امروز وقتی مردی به زنی می گوید دوستت دارم، در اکثر موارد هیچ قصد بخشیدنی ندارد. فقط می خواهد بگیرد. از آن دختر چیزی می خواهد که معمولاً باکرگی آن دختر است. این هشداری برای همه دختر خانم هاست. سعی کنید قبل ازاینکه ادعاهای مردی که در زندگیتان وارد می شود و به شما می گوید دوستتان دارد را باور کنید، او را به شیوه های مختلف آزمایش کنید و ببنید چقدر به "بخشیدن" تمایل دارد.

آموزش عشق ورزی

برای تداوم یافتن یک ازدواج، باید بر عشقی بسیار محکم و قوی تر از عشقی که امروزه می شناسیم استوار باشیم. ما به عشقی نیاز داریم که فارغ از خود و پاک باشد. این عشق، عشق حقیقی است و عشق حقیقی دیده می شود نه اینکه شنیده شود. عشق اگر حقیقی باشد، خود را در عمل نشان می دهد نه در حرف.

جوانان باید در عشق ورزی هم مثل سایر چیزها آموزش داده شوند. منظور آموزش جنسی نیست بلکه منظور اتیکت احترام، فروتنی، مهربانی و توجه است. اینها فقط چند نمونه از عوامل شناخته شده برای یک رابطه موفق در سراسر جهان برای هر نوع رابطه ای است—چه رابطه والد و فرزندی، کارفرما و کارمندی و همینطور رابطه بین زن و مرد.

مردهای جوان باید یاد بگیرند چطور با همسرانشان رفتار کنند. یادم می آید که اینها را در سالهای نوجوانی وقتی با گروهی در یک مجلس همراه بودم یادمان دادند. هر سال آنها یک شب مراسمی مخصوص دخترها و پسرها ترتیب می دادند.

قبل از مراسم، دخترها و پسرها (به طور جداگانه)باید در سمیناری درمورد اتیکت روابط دختر و پسر شرکت می کردند. هیچ آموزشی درمورد مسائل جنسی داده نمی شد ولی حرف از چیزهای بهتر و مهمتری زده می شد. من هنوز چیزهایی که آنجا یاد گرفتم را فراموش نکرده ام.

همینطور خانم های جوان هم باید توسط خانم های میانسالی مثل مادرانشان آموزش ببینند. آنها باید نمونه هایی از یک همسر خوب باشند که عاشق همسرش بوده، از فرزندانش به خوبی مراقبت می کرده و خانه را هم مرتب نگه می داشته است.

متاسفانه خیلی از مادران کنترل روی دخترانشان را در سن بلوغ از دست می دهند. این دختران سرکش شده و حوصله گوش دادن به حرف بزرگترها را ندارند. دلیل آن به نظر من خیلی ساده است. به نظر من فقط کافی است به آینه نگاه کنید. چه می بینید؟ جوابتان همین است.

عشق بعد از ازدواج

به نظر من به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند.

یک نمونه کلاسیک از عشق بعد از ازدواج را در فیلم "فیدلر روی پشت بام" می توان دید. این فیلم درمورد یک خانواده روسی است که سه دختر زیبا و دوست داشتنی دارند. یک روز، شوهر از زن می پرسد، "منو دوست داری؟" و زن در جواب می گوید، "بعد از 25 سال از من می پرسی که دوستت دارم یا نه؟ بعد از همه کارهایی که برایت کردم، شستم رُفتم، پختم، سه دختر برایت به دنیا آوردم، حالا از من می پرسی دوستت دارم یا نه؟"

بعد لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد، "آره من واقعاً دوستت دارم".

عشق آن احساسی نیست که به کسی دارید، تمایل به انجام کارهایی است که دوست دارید برای آن فرد بکنید. به نظر من این اصل جدیدی است که باید در جامعه پایه گذاری شود. این باید استانداردی باشد که برای خودمان و بچه هایمان قرار می دهیم. این باید همان چیزی باشد که به بچه هایمان در اولین قرار ملاقات عاشقانه شان یاد می دهیم: بله عشق بعد از ازدواج شروع می شود.

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

توی خیابون با احترام ازیه آقا پسر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

. توی جمع پسرای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید

. توی یه رستوران که چند تا پسر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

توی یه بوتیک که فروشندش پسره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید .خوشتون نیومدو برید

.توی اتوبان جلوی ماشین یه اقا پسر با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید.

رو خاموش کنید.
. اگه یه پسر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

. اشتباهات لغوی پسرا رو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

. تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه پسرا شاخ بذاریید

. عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف پسر مورد نظرتون

روزهای بارونی تا یه پسر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکن.

اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای اقا پسر مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید.

تو دانشگاه از پسر مورد نظر یه جزوه 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردیدبهش برگردونید.

. چاق بودن و بی ریخت بودن پسر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

به پسری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده.
. شیشه نوشابه پسر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش سرش رو باز کنه

. زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه پسر با صدای بلند بزنید زیر خنده

. به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه از یه پسر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن

 تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه پسر خیره بشید وبزنید زیر خنده (نمی دونید پسره چه حالی میشه

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

روی من با دخملل خانومای عزیزه؛دلم میخواد احساسات پاکتون بازیچه نشه؛من ۱۸ سالمه ازینکه میتونم بر احساساتم غلبه کنم عقلمو به دنبال احساسم نکشم خوشحالم؛امیدوارم همه دخملا اینجوری باشن... 

۱ – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:

- ( من) دوستت دارم

- ( من) برات می میرم                                                       

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدمد

در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود. 

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».  

۳ – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است. 

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.

بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»

در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.

از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).  

اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.

احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است. 

6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق 

7 – عشق پیش نیاز لازم دارد. یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست. 

۸ – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.

 

نوشته شده در ساعت توسط ناناز

این وبلاگ و تقدیم میکنم به کسی که واسه اولین بار بم یاد داد چطوری وبلاگ بسازم
نوشته شده در ساعت توسط ناناز




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس